[ و به یکى از یاران خود فرمود هنگامى که او از بیمارى شکوه نمود . ] خدا آنچه را از آن شکایت دارى موجب کاستن گناهانت گرداند ، چه در بیمارى مزدى نیست ، لیکن گناهان را مى‏کاهد و مى‏پیراید چون پیراستن برگ درختان ، و مزد درگفتارست به زبان ، و کردار با گامها و دستان ، و خداى سبحان به خاطر نیت راست و نهاد پاک بنده هر بنده را که خواهد به بهشت درآورد . [ و مى‏گویم ، امام علیه السّلام راست گفت که در بیمارى مزد نیست ، چه بیمارى از جمله چیزهاست که آن را عوض است نه مزد چرا که استحقاق عوض مقابل بلا و مصیبتى است که از جانب خدا بر بنده آید ، چون دردها و بیماریها و مانند آن ، و مزد و پاداش در مقابل کارى است که بنده کند ، و میان عوض و مزد فرق است و امام چنانکه علم نافذ و رأى رساى او اقتضا کند آن را بیان فرمود . ] [نهج البلاغه]
نگاهم برای تو
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» ارجعی الی ربک...


                                                                                                

چشمم کمی پایین تر را نگاه می کرد ولی سرم را تکان می دادم که دارم حرف هایت را گوش می دهم ....گاهی کمی سرم را خم می کردم و جلوتر می بردم که یعنی بلند تر تا صدایت را بهتر بشنوم....حتی گاهی دوست داشتم فریادش را هم بر سرم بشنوم....آخر میخواستم احساس شرمندگی نکنم.............ولی او با همان لحن مهربان و همان بزرگی و وقار حرف میزد..... کمی که گذشت دیدم حرف هایش بدجور دلم را می لرزاند.....

احساس میکردم انگار دلم برایش تنگ است ، انگار میخواهم فقط نگاهش کنم ، هنوز سرم پایین بود ولی نگاهم کمی بالاتر آمده بود اما درست نمیدانستم چطور باید چشم هایش را ببینم.....حالا او سکوت کرده بود و من در هیجان....او نمی گفت و من دست هایم را به هم می فشردم...او حتی صدای نفس هایش هم نمی آمد و من قلبم هزار بار در ثانیه می زد.......آخرش طاقتم سر آمد و چشمهایم را به چشم هایش دوختم.......

هنوز دنبال چشم هایش می گردم......عجب چشم های نافذی.......

لبخندی زدم کمی پشت پلک هایم خیس شد و دوباره سرم را پایین انداختم و او دوباره شروع کرد به حرف زدن......اینبار مهربان تر میگفت :

یا ایتهاالنفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیه...... اینها را که گفت چشم هایم را بستم آرام حرف های مهربانش را بوسیدم و روی سجاده گذاشتم و اشک هایم......



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » بــــ ـــ ـــی یـــــــار ( شنبه 91/4/24 :: ساعت 5:54 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

حال نمناک دلـــ ــــــ ـــم
طلوع جاودانه...
بی عنوان !
خود نوشت !
رها نشو در باد...
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 15
>> بازدید دیروز: 60
>> مجموع بازدیدها: 469231
» درباره من

نگاهم برای تو
بــــ ـــ ـــی یـــــــار
دوست ندارم کسی ازم ناراحت بشه برا همین بیشتر وقتا سکوت می کنم . شاید عادت بدی باشه ولی به همه عشق می ورزم .

» فهرست موضوعی یادداشت ها
هنر و ادبیات[135] . هنر وادبیات[4] . پیامبر رحمت .
» آرشیو مطالب
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
اردیبهشت 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
اردیبهشت 94
فروردین 94

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
در انتظار آفتاب
اقلیم احساس
دوستانه
وسعت دل
سامع سوم
نجوای شبانه
لبخند ماه
روز وصل

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان


» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» موسیقی وبلاگ

» طراح قالب